هنوزم دلمو میشکنن..غرورمو له میکنن..یا مشکل از منه یا از خدایی که منو .....به وجود آورد
دلم پر از حرف نگفتست ..ولی گفتنشم بی فایدس..ی عمر واسه خودم نوشتم و زمزمه کردم ..چه غم و غصه چه شادی و عشق و انرژی ولی هیچ که هیچ..نه برای خودم موثر بود و نه برای اطرافیانم..البته اطرافیان رو خوب امدم ..چونکه همیشه تنها بودم...اینم یه جور زندگیه که باید بعد از این همه سال بی شکایت بهش عادت کنم..تنهایی ..تنهایی..تنهایی.........
برچسب:
نویسنده: سارا کریمیپور